از اول سال ۹۰ دیگه وبلاگ ننوشتم.
شاید دیگه ننویسم.
چرا بنویسم؟
چرا وبلاگ ساختم؟
کسی فرهنگ وبلاگ را به ما آموخت؟
ما اول فرهنگ وبلاگ را آموختیم بعد آمدیم وبلاگ ساختیم یا
اول وبلاگ ساختیم بعد فرهنگشو یاد گرفتیم؟
یاد گرفتیم؟ فرهنگو وبلاگو یاد گرفتیم؟ اصلا وبلاگ فرهنگ دارد؟ آداب و رسوم دارد؟
معیار و ملاکو اخلاق و انسانیت دارد؟ خوب و بد دارد؟
بچه که بودیم به ما حرف زدن یاد دادند. بعد خوب بودن یاد دادند. بعد مهارت ها را یاد دادند. بعد مدرسه رفتیم خواندن و نوشتن را یاد دادند.
به نسل من دوران راهنمایی بود که کامپیوتر را یاد دادند.اوایل سیستم داس و ان سی بود. بعد به ویندوز می و اکس پی و تا الان هم ویستا و سون رسید
دبیرستان که شدم اینترنت و کافی نت و چت کردن را یاد دادند.
کنکور که دادم پزشکی ورودی بهمن قبول شدم . ۴ ماه بیکار بودم. به وبلاگستان روی اوردم.
یادمه که هیچ چی از وبلاگ نمی دونستم. توی اینترنت سرچ کردم . و خواندم تا شناختمش.
دانشگاه که امدیم به ما فیس بوک را یاد دادند.
خوب است نسل بعد ما وقتی که به دنیا می آیند فرهنگ اینترنت و چتو وبلاگو فیس بوک را همزمان با درس خوب بودنو مهارت های زندگی یاد بگیرند.
در دبستان درسی به نام تکنولوژی بگذارند یا نه بهتر از آن فرهنگ تکنولوژی.
برای هر بچه ای همان که روز متولد می شود یک لبتاب بخرند و همون روز تولدش برایش یک آی دی بسازند. یک وبلاگ بسازند. یک پروفایل فیس بوک بسازند. و هم زمان با او رشد کند.
بعد یک نفر به آن نوزاد از روز اول فرهنگ تکنولوژی را آموزش بدهد.
دیگه وبلاگ نیام احتمالا. یا شاید خیلی دیر برگردم.
هرچند قبلا هم زیاد نمی نوشتم. اما در همین نوشته های کم چه چیزها که تجربه نکردم!
عجب صبری دارند وبلاگ نویس های با تجربه تر!
چرا وبلاگ بنویسم. روزی که به این نتیجه رسیدم که از چی بنویسم برمیگردم
هرچند تا الان هم چیز زیادی ننوشتم .
کار مهمی نکردم.
نمی دونم چرا نوشتم؟
یک دانشجوی پزشکی موفق داریم که همه ازمون ها اول شده و محقق برتر هم بوده و اولین نفر بوده که کانون شعر و ادب را هم در دانشکده ما تشکیل داده.
شنبدم که گفت بنویسید
هرکس می تواند بنویسد و ننویسد خیانت کرده است
گفت حتما بنویسید
اما من دیگر و فعلا نمی نویسم ...
چرا بنویسم؟






ما تصور کردیم ثبت شده.

ترم دو شروع شد . و نصف ترم مثل خواب و رویا گذشت.... 

